برایم بمانی برایت بمیرم!.میخواهم بعد از مرگمچشمانم را به تو اهدا کنندتاهرزمان از ظلمت ظلمها آزرده شدیچون ستاره بتابد و شبهایت را روشن کند.لبانم را به تو اهدا کنندتاهرزمان در خلوتت هوس عشقبازی به سرت زدبازیچه ات باشد.زبانم را به تو اهدا کنندتاهرزمان غمگین شدیبرایت بچربد و بریزد تا احساس تنهایی نکنی.شانه هایم را به تو اهدا کنندتاهرزمان از هوای نامردیها سرت سنگین شدبگذاری اش روی آنها و سبک شوی.قلبم را به تو اهدا کنندتاهرزمان دل نازکت تنگ شدبرایت بتپد و دلگرمت کند.دستانم را به تو اهدا کنندتاهرزمان سردی زندگی بر دستانت نشستگرمابخش انگشتانت باشد.پاهایم را به تو اهدا کنندتاهرزمان روزگار خسته ات کردپابه پایت بیاید که کم نیاوری.من بروم ...بروم اهدای عضو ثبت نام کنمو بعدش برایت بمیرم.
برچسب:
نویسنده: ماهان فلاح